هفته ی یازدهم
سلام عشقه 2 ماه و 19 روزه ی من 
واقعا آدم اعصابش خط خطی میشه
؛؛سه ساعت داشتم مینوشتم یه دفه برقا
رفت همه چی پاک شد 
اینروزا روزای سختی برای من هس دلبرکم
.. اما وقتی به تو فک میکنم
میبینم هیچی به جز سالمی تومهم نیس
، مامانم از اولین روزا بهم میگفت از
آخرایماه دومت تا اوایله ماه چهارم بد ترین روزای ویارت میشه
الان دقیقا در قله ی بدترین روزای ویارم قرار دارم 
4شنبه و 5 شنبه ی هفته ی پیش خیلی حالم بد شد ؛ 5شنبه که هیچی نتونستم
بخورم و بیشتر از 25 بار بالا اوردم
! حسابی فشارم افت کرد و دیگه نمیتونستم
حتیرو پام وایسم
.. سرم زدم اما فرقی نکردم زیاد و همونطوری بالا میوردم
باز!آحرای شب دیگه معدم داشت پاره پاره میشد 
قشنگم تو الان اندازه ی یه انجیر بزرگ هستی
،، ماشاالله حسابی داری رشد
میکنی
وتا حالا به غیر ازویار سنگینی که داشتم مشکلی برای تو به وجود
نیومده 
تو این هفته ها باید برم سونوی ان تی بدم و از خدا میخوام که مشکلی نباشه و تو
صحیح و سالمم باشی 
و باز بگم ازین روزام که من هنوز خونه مامانجون اینا هستم با اینکه خودشون هنوز
عراقن مامانجونت گفته کلی برات لباسا و وسایل خوشچل موشچل گرفته
الهی
منقربونت برم که مامانجونتم نمیتونه بدونه سوغاتی ازونجا بیاد 
این روزا روزای داغ انتخاباتی هست
؛ و هر جامیری همه دارن از انتخابات میگن
امیدوارم انتخابات خوبی برگزار شه !! 
جیگیلی ؛ من میرم اما بهت قول میدم که زودی این دفعه بیام و برات خیلی بیشتر
بنویسم 
دوست دارم هوارتاااااااااااااااا




هفته ی یازدهم
